گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «فرهنگ شهری چیست؟».
با توجه به وظایف شوراها در حوزه فرهنگ بر اساس قانون اساسی – بویژه اصل یکصدم – و قانون شوراهای اسلامی به نظر می رسد که این تعریف از فرهنگ در تبیین فرهنگ شهری می تواند راهگشا باشد.
بر اساس مفاهیم و تعاریف یاد شده می توان گفت که منظور از فرهنگ شهر نشینی مجموعه ای از ارزش ها، هنجارها، نهادها، فضاها، امکانات، مقرررات و آدابی است که به زندگی در جامعۀ شهری نظم و تعادل می بخشد.از این منظر فرهنگ شهرنشینی امروزه بخش مهمی از فرهنگ عمومی هر جامعه را تشکیل می دهد که کیفیت آن نقش اساسی در فرایند توسعۀ پایدار، کیفیت زندگی، سلامت و شادابی عامۀ مردم دارد. از طرف دیگر تبدیل ساکنان شهر به شهروندان تمام عیار مستلزم ایجاد گسترش فرهنگ شهرنشینی است.
یکی از ویژگی های شهرهای بزرگ، گرد آمدن بیشماری خرده فرهنگ های متفاوت در آنهاست که موضوعی ویژه برای رشته ی جدید انسان شناسی شهری به شمار می آید. این خرده فرهنگ هارا میتوان از جنبه های مختلف نظیر خرده فرهنگ های حرفه ای و طبقاتی، خرده فرهنگ های قومی و نژادی، خرده فرهنگ های محله ای و دسته های جوانان، خرده فرهنگ های اجتماعی (روشنفکران،دانشجویان) طبقه بندی کرد.شدت مهاجرت و جهت آن از روستا ها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ سرانجام سبب پدید آمدن ترکیب های قومی بسیار گوناگونی در اغلب شهرهای بزرگ شده است که گاه تنش های شدیدی را میان آنان به وجود می آور. همزیستی اقوام متعدد با شیوه های زندگی و سلیقه های بسیار متفاوت در شهرهای بزرگ نمی تواند بدون پیامد های اجتماعی باشد.

حضور خرده فرهنگ ها و سبک های گوناگون زندگی در شهرهای امروزی، برنامه ریزی و مدیریت شهری را با انواع مشکلات و مسائل از قبیل پدیده چندهویتی، تنش های گروهی، چندگانگی فرهنگی و پس افتادگی فرهنگی رو به رو ساخته است
از این نظر رویکردهای جدیدی در برنامه ریزی و مدیریت شهری مطرح شده است که بر مباحث و عوامل فرهنگی تاکید می ورزد. از آن جمله می توان به برنامه ریزی محلی در زمینه مشارکت مردم در امور مربوط به حفاطت محیط زیست، بازیافت پسماندها، آموزش شهروندی، ابتکارات محلی در صرفه جویی منابع، توانمند سازی، تشکل های زنان، جوانان و ناتوانان اشاره کرد.
با رشد سریع شهرنشینی برخی از عناصر مادی فرهنگ از قبیل وسایل حمل و نقل ، فناوری ساختمان ، وسایل ارتباطی ، تجهیزات شهری ، وسایل خانگی ، کالاهای مصرفی و مانند اینها به سهولت رواج پیدا می کند ولی ارزش ها ، هنجارها و قواعد اخلاقی ، آداب رفتاری و مانند اینها به همان سرعت تحول پیدا نمی کند و در نتیجه نوعی شکاف و ناهماهنگی میان عناصر مادی و عناصر معنوی فرهنگ عمومی پدید می آید. حاصل این پس افتادگی فرهنگی ظهور انواع رفتارهای نابهنجار ، متضاد و همگون در فرهنگ شهرنشینی است که گاهی به عنوان نوعی بحران و بی فرهنگی تفسیر می شود.
پس افتادگی فرهنگی را در خیابانهای شهر بخوبی می توان مشاهده کرد. راه رفتن در وسط خیابان که محل عبور وسائط نقلیه است خود نشانه ای از این است که هنوز خُلق این کشور با تمدن ماشینی سازگار نشده و رفتار منطقی را که لازمۀ چنین تمدنی است به درستی نیاموخته اند…. قرارگیری تصادفی اقشار مختلف مردم با منشأ قومی، زبانی، جغرافیایی و شیوه زنگی متفاوت در بستر شهر، نوعی موزاییک انسانی ناموزون پدید آورده است که رسیدن به احساس همدلی ، همبستگی و همشهری بودن را دشوار کرده است.
در طول چند دهۀ گذشته نه تنها این ناهماهنگی فرهنگی در شهر حل نشده بلکه شدت هم پیدا کرده است. اینک با رشد آپارتمان سازی در شهر و توسعۀ تأسیسات و تجهیزات جدید نظیر فرودگاهها ، زیرگذرها ، پل های هوایی، ورزشگاهها، ارتباط از راه دور ، ماهواره ها ، فروشگاههای بزرگ ، افزایش انواع اتومبیل ….. شیوۀ زندگی ما در شهرها بسیار پیچیده تر و در نتیجه رفتارهای فرهنگی شهرنشینان بسیار متنوع تر ، ناموزون تر و نابهنجارتر شده است.
در حال حاضر فضاهای شهر ما آیینۀ تمام نمای این پس افتادگی فرهنگی است، انواع کالاها و وسایل جدید درزندگی روزمرۀ مردم شهرنشین رخنه کرده ولی هنوز آداب و رفتار استفاده از آنها پدید نیامده است. خیابانها به میدان جنگ آدمها و ماشینها تبدیل شده است.فضاهای سبز کنار رودخانه در تابستان پر از ازدحام آدمهایی که به هنجارشکنی و رفتارهای ضدشهری روی می آورند. موتورسوار در پیاده رو می راند، فرد پیاده از بزرگراه عبور می کند، کوچه و خیابان به پارکینگ تبدیل می شود، پسماندها را در جوی آب می ریزند، در پارکینگ و خیابان فوتبال بازی می کنند، دست فروشها پیاده رو را مسدود می کنند. تعمیرگاه در ککنار مسجد قرار می گیرد، غذای سنتی در پاساژ فروخته می شود و دهها پدیدۀ عجیب و غریب دیگر. در بستر چنین روابطی ایت که ساکنان شهر همچون غریبه و دشمن به یکدیگر می نگرند، به آسانی برآشفته می شوند، به یکدیگر توهین می کنند و از هم می هراسند. در نتیجه همۀ ارزشها و هنجارهای اجتماعی کمرنگ می شود و احترام متقابل ، همدلی و همیاری به حسرتی پنهان و بغضی فرو خورده تبدیل می شود. در این شرایط دیگر نمیتوان مناسبات اجتماعی را از طریق آداب ولایتی ، کدخدامنشی و ریش سفیدی و عادات و هنجارهای سنتی سازمان داد و مدیریت کرد. اخلاقیات کهن و ادب و آداب شهرهای قدیمی و کوچک ، با همه ارزش تاریخی و اجتماعی خود ، نمی توانند به نیازهای جدید شهرنشینی مثل آداب آپارتمان نشینی ، رانندگی و ترافیک ، صف و نوبت، حفظ محیط زیست ، خرید ، تفریح ، ورزش، تحصیل، شیوه همسرگزینی و مانند اینها پاسخ دهند.در نتیجه انواع خرده فرهنگهای شهری عجیب و غریب پدید آمده که زندگی همگان را با تنش ، نگرانی ، برخورد و تضاد روبرو کرده است.
حقیقت این است که در فرهنگ کهن ما ارزشها ، هنجارها و نهادهای بسیار با ارزشی وجود دارد ولی در برابر هجوم ارزشها ، هنجارها و نهادهای جدید تا حدود زیادی کارآیی شان را از دست داده اند و از این رو نیاز به بازشناسی و اصلاح و تکمیل دارند. در فرهنگ ملی و دینی ما توجه به کودکان ، احترام به بزرگسالان ، کمک به ناتوانان ، حق همسایه، صدفه جویی ، حفظ گیاهان ، رعایت بهداشت و نظافت و مواردی از این دست دارای ارزشهای ریشه داری است و عموم مردم در اعماق وجدانشان به آن باور دارند ولی در زندگی روزمره اغلب نادیده گرفته می شوند ، به این دلیل که ساختار فرهنگی مابه هم ریخته است و عناصر آن با یکدیگر هماهنگی ندارند. در نتیجه با سادگی فراوان با رانندگی بد ، مصرف بی رویۀ دخانیات ، آلودن پارک و خیابان ، بوق زدن بیجا ، استفادۀ نادرست از تلفن همراه ، عدم رعایت نوبت در صف و مانند اینها ، تمام حقوق کودکان ، کهنسالان و همۀ شهروندان را نادیده می گیریم، هوا و آب و خاک را آلوده می سازیم و زندگی را برای خود و دیگران تلخ و سیاه می کنیم و گاه در درون خود می نالیم که عجب روزگار بدی شده است !!!
اما نکتۀ مهم این است که بخش مهمی از این نابهنجاریها به ضعف فرهنگ شهرنشینی و بی توجهی فردی و جمعی نسبت به آن مربوط می شود. نیالودن محیط ، رعایت حق تقدم ، احترام به دیگران و مانند اینها پیوند چندانی با بنیادهای اقتصادی و سیاسی و انقلاب اجتماعی ندارد، بلکه بیشتر به آگاهی و احساس مسئولیت و تعریف روابط ، حقوق و تکالیف اجتماعی یعنی فرهنگ سازی نیاز دارد. در این زمینه بیشترین مسئولیت برعهدۀ نهادهای جدید آموزش ، مدیریت شهری و شوراها ، روشنگران افکار عمومی ، رسانه های جمعی ، هنرمندان و تشکل های مردمی است.
برچسب:
نویسنده: نوید کوشکی